الشيخ المنتظري
216
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« رَمَى غَرَضاً ، وَاَحْرَزَ عِوَضاً ، كَابَرَ هَوَاهُ ، وَكَذَّبَ مُنَاهُ ، جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِيَّةَ نَجَاتِهِ ، وَالتَّقْوَى عُدَّةَ وَفَاتِهِ » ( تير به هدف زند ، و توشه آخرت به جاى توشه دنيا بردارد ، بر هواى نفس خود غالب شود ، و آرزوهاى خود را دروغ پندارد ، صبر و شكيبايى را مركب نجات و رستگارى خود قرار دهد ، و تقوى و پرهيزكارى را توشه مرگ خود گرداند . ) « غرض » به معناى هدف است ; در تيراندازى و مسابقات انسان هدف را تعقيب مىكند ، اين كنايه است از اين كه هر كسى بايد در راهى كه مىرود و كارى كه مىكند هدف داشته باشد ; « رمى غرضاً » يعنى خدا رحمت كند آن كسى را كه به هدف تير بيندازد ، مقصود اين است كه عمرش را در راه رسيدن به كمالات و مقاماتى كه خدا وعده آن را داده صرف كند . « و احرز عوضاً » و عوضى را احراز كند ، مثلا در مسابقه تيراندازى تير را به هدف مىزند و جايزه آن را مىگيرد . اينجا هم وقتى عمرش را در راه رسيدن به هدف صرف مىكند ، عوض آن را احراز مىكند ; يعنى جايزه آن را مىگيرد و در آخرت به آن مقام شامخ مىرسد . « كابر هواه » خداوند رحمت كند آن آدمى را كه با هواهاى نفسانى خود مكابره و معارضه كند ; يعنى عقلش را پيش اندازد و به خواسته عقل عمل كند . « و كذّب مناه » و خداوند رحمت كند آن كسى را كه آرزوهاى خود را تكذيب مىكند ; تكذيب آرزو به اين است كه خواسته هاى نفسانى را دور بريزد و در فكر بيش از حدّ كفاف نباشد ، آرزوهاى دنيا تمام شدنى نيست ، انسان اوّل تمنّاى خانه مىكند ، وقتى خانه پيدا كرد دنبال تهيّه باغ است ، باغ كه درست شد دنبال وسيله نقليّه است ، وسيله كه تهيّه شد به فكر چيزهاى ديگر است ، همين طور تا دنيا به پاست اين آرزوها هست . تكذيب آن به اين است كه بگويد همين خانه كوچك كافى است ، اگر وسيله نداريم با وسائل عمومى رفت و آمد مىكنيم ، اگر باغ نداريم از پارك استفاده مىكنيم ، و مثلا ميوه هاى باغها را از مغازه ها تهيّه مىكنيم و . . . به اين طور خود را راضى كند و